ماجراي هديه رئيس جمهوري به روزنامه نگاران ، كه بنا به تصميم هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران ، قرار است به صورت دو هزار لب تاپ ( نوت بوك ) در اختيار روزنامه نگاران قرار بگيرد ، چند مدتي است كه به بحث و جدل هاي روزنامه اي كشيده شده است و متاسفانه به دليل اطلاع رساني ضعيف در اين زمينه بازار تهمت و شايعه بر عليه هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران نيز بالا گرفته است . در اين نوشته مختصر سعي خواهم كرد به عنوان فردي كه تا حدودي از زير و بم ماجرا اطلاع داشته است بر اين ماجرا چراغي افكنده و جوانب آن را براي روزنامه نگاران روشن سازم و بنويسم كه چرا كار به اينجا كشيده شد و چرا اين همه سوء برداشتها از كار و كردار دوستان ما در هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران در ميان برخي اهالي مطبوعات بروز و ظهور كرد و چرا برخي مغرضان اصول اوليه كار خبرنگاري ، كه همانا انتقال درست و امانتدارانه يك خبر است را رعايت نكرده و سخناني و نوشته هايي را پراكندند ، كه بوي غرض ورزي و محتسب مزاجي از آن به مشام مي رسيد و به قول مولوي :
چون غرض آمد هنر پوشيده شد
صد حجاب از دل درون ديده شد
جالب اينكه مولانا اين بيت را درپي حكايتي آورده است كه در آن وقتي مرشدي به مريد دوبين اش (مرد احولي ) مي گويد كه از پستو شيشه (يا چراغ ) را بياور ، وي كه چشمانش هر شيئي را دوتا مي بيند ، از مرشد مي پرسد كه:" كدام يك را بياورم" و استاد مي گويد :" در اين پستو يك چراغ بيشتر نيست و همان را بياور" و مريد باز متعجبانه مي پرسد كه:" استاد اينجا دو چراغ وجود دارد" و .... اين گفت و گو چند مدتي استمرار و در نهايت جدل بي حاصل به آنجا مي انجامد كه استاد به شاگرد دستور مي دهد كه:" حال كه دو چراغ د رپستو هست ، سمت چپي را بشكن و سمت راستي را برايم بياور " شاگرد با سنگي بر شيشه مي كوبد به ناگهان مي بيند كه چراغ و شيشه هردو از بين رفته اند .
اين حكايت داستان برخي از روزنامه هاست كه بي اطلاع از جزييات يك خبر بر سر انجمن خود سنگ كوفتند . بسياري از ما كه كار خبرنگاري را ،به قول بزرگترهاي اين رشته ؛ از خبر بياري آغاز كرديم ، مي دانيم كه براي درج دقيق يك خبر بايد منابع دوطرف را چك كرد و نسبت به صحت خبر اعتماد و ايمان پيدا كرد. اگر دوستاني كه اين خبرهاي غير صحييح را د راين باره به چاپ رساندند تك زنگ كوچكي به دفتر انجمن مي زدند و پرس و جويي مي كردند ، به حتم در نوشتن اينگونه اين خبرها احتياط به خرج مي دادند .
اما سوي ديگر ماجرا را نيز نبايد ناديده گرفت و آن اطلاع رساني درست و به هنگام براي خوابانيدن اين شايعات و اين گونه غرض ورزيها ست . همه ما مي دانيم كه شايعه هنگامي نضج مي گيرد و رشد مي كند كه خبر درست در زمان مورد نياز مخاطبان به آنها نرسد . اين انتظار از يك نهاد كه دست اندركار اين گونه كارها ست بيشتر است ، چرا كه به چم و خم كارها بشتر آشنايند و مي دانند كه تبعات عدم اطلاع رساني چه است . به تعبير دقيق تر حكايت انجمن صنفي نبايد به مانند حكايت آب خوردن كوزه گر از كوزه شكسته باشد . هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران ، وقتي از اوايل آبان كه شركت طرف قرارداد ، دلايلي (واقعي يا غير واقعي ) براي تعويق كارش بيان كرد ، مي بايست تيم يا كميته اي را براي پي گيري اين كار شكل مي داد تا به شكل جدي تري كار را دنبال كنند . هنوز پرسشي كه بسياري از روزنامه نگاران دلسوز در ذهن دارند ، اين است كه آيا تاخير ها آن شركت ناشي از سهل انگاري بوده و يا تعمدي در اين تاخير وجود داشته است ؟ . در بين توضيحاتي كه درنشست اخير انجمن در اين زمينه ، از سوي مسئولان شركت گسترش انفورماتيك ايران ، داده شد ، پاسخي قانع كنند ه براي اين سوال نيافتم .
اگرچه توضيحاتي كه از سوي رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران درباره نقش انجمن د راين ماجرا داده شد ، ابهامات و شايعاتي چون سوء استفاده هيات مديره از اين ماجرا را به كلي زدود .
"از زماني كه قرارداد خريد كالا منعقد و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام شده ضوابط قانوني مبلغ تخصيص يافته به حساب بانكي دولتي براي گشايشLC واريز شده، و به جز وجهي كه براي اجرايي كردن LC(معادل ده درصد كل قرار داد ) از اين حساب برداشت شده، مابقي آن بلوكه و در اختيار هيچ فرد يا شركتي نبوده است. اكيداً يادآور مي شويم كه حتي يك ريال از اين بابت در اختيار انجمن نبوده است تا
بشود با آن به سفر تحقيقاتي رفت، يا بورسيه به كسي داد، و يا ... و تمام آنچه در اين باره گفته و نوشته شده و مي شود تكذيب مي شود، ضمن آنكه اعطاي هرگونه بورسيه به افراد را از بدو تأسيس انجمن تا كنون تكذيب مي كنيم."( بخشي از بيانيه انجمن در پاسخ به برخي ابهامات )
انجمن البته راهي را نيز پيش پاي ديگر معترضان نهاد و اعلام كرد كه :" حال ما خود را پاسخگوي مراجع قانوني دانسته و آمادگي خود را جهت ارائه گزارش روند طي شده و اقدامات انجام يافته مي دانيم و عليرغم اينكه ما از تاخير بوجود آمده ناراضي و شاكي هستيم اما بررسي اين موضوع در يك مرجع قانوني مي تواند فصل الخطاب همه دروغ ها و تهمت هايي باشد كه از سوي برخي رسانه ها متوجه انجمن شده است. اگر اين رسانه ها داوري آن مرجع را بپذيرند و انعكاس دهند"
اميد كه اين تجربه سرا و سرانجامي خوش بيابد و هيات مديره انجمن ضمن پذيرش چنين كار هاي به قول خودشان درد سر آفرين ، از اين ماجرا تجربه اي كافي براي حركتها اين چنيني د رآينده به دست آورند .
گفت و گوي امروز
معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد نيز تاييدي ضمني است بر اين ديدگاه ، اگرچه در باره نقش اين معاونت در اين ماجرا مي توان نكاتي را آورد و اين پرسش را با آنها مطرح كرد كه شمايي كه ناظر اين كار بوديد چرا تاكنون سخني نگفتيد و از كم كاري و تعلل هيات مديره انجمن از يك سو و ديگر دست اندازيهاي سياسي و پرسشي به عمل نياورديد.